تبلیغات
شرکت صابون وثوقی - واژه نامه طب سنتی ایران ( ع - ه )

شرکت صابون وثوقی

عفص :  مزه زمخت که زبان را درشت سازد و اجزای آن را به سبب برودت به هم آورد و فعل آن تبرید و تکثیف و تصلیب و تخشین و ردع است. گسی مثل مزه خرمالو

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

غرغره : صدایی است که از حلق آید و منظور از آن حرکت دادن مایعات در حلق و فرو بردن و یا فرو نابردن و ریختن آن است.

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

فرزجه :  شافه ای که قبل و رحم را مخصوص باشد

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

فتیله :  شافه ای که مخصوص به دبر باشد.

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

فاتر : نیم گرم است.

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

قابض:   از انواع مزه ها است. گیرنده را نامند که اجزای زبان را به هم آورد و درشت نسازد فعل آن تبرید و تجفیف و تغلیظ و تقویت اشتها است و در غیر مزه مراد از آن شئ حابس است که به سبب به هم آوردن اجزای عضو حبس و استمساك نماید.

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

کیموس : اخلاط متولده از هضم کبدی است، غذا پس از تغییرات انجام شده در معده، به کبد می‏رود و در انجا تغییرات دیگری بر روی آن انجام شده اخلاط تولید می‏شوند که به طور کلی کیموس نامیده می‏شود.

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

کیلوس : ماده حاصل از هضم معدی است.کشکابی است شبیه به کشک محلول به آب.

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

کماد : از اشکال دارویی، آنچه گرم کرده بر عضو بندند مثل تکمید به سبوس گندم یا مثل ریختن آب گرم در کیسه و گذاشتن آن بر عضو

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

کثیف : به خلاف لطیف باشد و آن ماده‏ ای است که اجزای او به دشواری قبول انفصال از کیفیت بدنی کند (یعنی به سختی از هم جدا شوند) و در اجزای بدن به سرعت نفوذ ننماید.

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

کثیرالغذاء : ماده ‏ای که بیشتر مقدار آن غذا باشد و پس از ورود به بدن مقدار بیشتری از آن جزو بدن شود. از جمله مواد کثیر الغذا می توان تخم مرغ و گوشت را نام برد.

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

لعوق:  از اشکال دارویی، به معنی انگشت پیچ است که از معجون رقیق تر باشد.

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

لطیف : آنچه در شأن آن باشد که بعد از ورود در بدن منقسم گردد به اجزای بسیار صغار و نفوذ در جمیع اجزای بدن به سرعت کند مثل زعفران

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

لزج: چسبنده و آن دوایی را نامند که بالفعل و یا بالقوه در حین تأثیر حرارت مزاجی در آن قابل امتداد گشته اجزای آن از هم منقطع نگردند مانند خبازی(مخزن‏ الادویه).

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

لذاع: سوزاننده . المی سوزاننده است (ذخیره خوارزمشاهی ). گزنده. سخت گزنده . سخت سوزنده .

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

لاذع:  گزنده و آن دارویی را نامند که به قوت حرارت و شدت نفوذ خود در عضو فرو رود و تفرق اتصال در منافذ کثیره قریبه به هم احداث نماید که اجزای آن به انفرادها محسوس نگردند مانند استعمال خردل با سرکه و یا سرکه به تنهایی(مخزن الادویه).

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

مُهَزِّل: لاغر کننده

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

مُنضِج: پخته کننده و پزنده میوه. نضج دهنده و پزنده و پخته کننده میوه و گوشت و جز آن. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). پخته کننده ریش و خلط و ماده را. (غیاث ) (آنندراج ).

در اصطلاح طب دارویی را گویند که خلط را پخته و آماده کند برای دفع و نیز دارویی که ریش را پخته کند. (ناظم الاطباء).

آنچه خلط را قابل دفع سازد اعم ازآنکه رقیق را غلیظ کند چون خشخاش یا به عکس آن مانند طبیخ حاشا، یا منجمد را نرم کند چون حلبه. (تحفه حکیم مومن ) پزنده. رساننده، چنانکه قرحه سخت را (یادداشت مرحوم دهخدا).

یعنی اعتدال دهنده قوام اخلاط.

نضج عبارت از اعتدال اخلاط در کیفیت و کمیت و قوام صالح هر خلط است آنچنان که لایق آن است تا از آن خلط منفعتی که مورد نظر است، حاصل گردد؛ مانند دم که نضج آن عبارت از اعتدال قوام و متین صافی غیر حاد بودن آن است تا صلاحیت جزو عضو شدن را داشته باشد و نضج صفرا آنکه رقیق صافی حاد باشد اما نه به سر حد افراط و تفریط تا افعال مطلوبه از آن صادر گردد و نضج بلغم آن که بسیار رقیق مایی غیر متشابه‏الاجزاء نباشد تا صلاحیت استحاله به خون و جزو اعضا شدن را به اختلاط به خون و یا استحاله بدان داشته باشد و سودای دردی دم صافی غیر محترق باشد تا صلاحیت تغذیه بعض اعضا به اختلاط به خون و غیر آن از فواید مطلوبه آن داشته باشد و لهذا نضج عبارت از طبخ معتدل کامل است (مخزن الادویه)

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

ملیّن:  یعنی نرم کننده بطن و آن دارویی را نامند که به قوت حرارت معتدله و رطوبت خود اخراج نماید آنچه در معده و امعا است و این اعم از منضج و مزلق است مانند مغز فلوس خیارشنبر و تمر هندی و شیرخشت. نکته قابل توجه آنکه در مفاهیم طب سنتی، ملین تعریفی جدا از مسهل دارد.

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

ملطّف:  یعنی لطیف کننده و آن دارویی را نامند که به حرارت معتدله خود خلط غلیظ را رقیق گرداند مانند حاشا.

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

مقوی: یعنی قوت بخشنده و آن دارویی را نامند که قوام عضو و مزاج را تعدیل نماید تا آنکه از قبول فضولاتی که به سوی آن ریزش می‏کنند، مانع شود و آن عضو را از آفات نگهدارد و این دو حالت دارد یا آنکه به واسطه کیفیت باشد یعنی آنچه را سرد است گرم کند و آنچه را گرم است سرد کند مانند دهن ورد و یا بالخاصیه به خاصیتی که در آن است این کار را انجام دهد مانند طین مختوم.

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

مقرّح: یعنی زخم کننده و چرك آورنده و آن دارویی را نامند که به قوت حرارت و نفوذ و جذب خود رطوباتی که میان اجزای پوست است را به تحلیل برد و فانی سازد و اجزای آن را جدا کند و مواد ردیه را به سوی آن جذب کند و احداث قرحه (زخم چرکی) نماید مانند بلادر(مخزن الادویه). آنچه سبب ریش و قرحه شود و تولید جراحت کند (یادداشت به خط مرحوم دهخدا)

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

مفتّح: گشاینده. بازکننده. تفتیح کننده سده، گشاینده سده (یادداشت دهخدا). 

به اصطلاح طب، هر آنچه مجاری بسته شده را باز کند (ناظم الاطباء).

دوایی است که ماده‏ ای را که در داخل تجویف منافذ مانده باشد به سوی بیرون به حرکت درمی آورد تا مجاری باز شوند و این قوی‏تر از جالی است، مانند فطراسالیون و این خاصیت بدان جهت است که آن دارو یا لطیف و محلل است و یا لطیف و مقطع و یا لطیف و غسال.

و هر حِرّیف (تند) و هر لطیف سیال مایل به حرارت و مایل به اعتدال و هر لطیف حامض مفتح است. (از قانون ابوعلی سینا کتاب دوم و مخزن الادویه )

نزد پزشکان، دارویی است که ماده ای که بیرون آمدن آن متعذر و متعسر است را از مجرای مسدود بیرون می آورد، هنگام فعل حرارت غریزی در مجرا، مانند کرفس . (کشاف اصطلاحات الفنون ).

دوایی است که محرک ماده واقع در تجویف منافذ یا دهانه های آن است به سوی بیرون، مانند نطرون (بحرالجواهر).

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

مضمضه : هر مایعی را نامند که در دهن حرکت دهند.

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

مضغ : جویدن چیزی است

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

مسیخ: از انواع طعم ها است.  بی مزه را گویند و با تفه مرادف است.

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

مسکر:  هر چه مستی آورد اعم از آنکه با ایجاد فرح و شادی باشد یا نباشد

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

مُسبِت:  آنچه خواب آورد و با منوم مرادف است.

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

مزاج: کیفیت حاصله در جسم مرکب است که از تاثیر کیفیات مختلف ارکان تشکیل دهنده آن جسم بر هم حاصل می‏شود (مفرح) گفته شده اطلاق نام مزاج بر این کیفیت به مجاز است زیرا مزاج در حقیقت یعنی مخلوط شدن.

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

مرض:  بیماری و بیمار شدن، هیات بدنی غیرطبیعی که موجب ایجاد آفت در فعلی از افعال بدن می‏شود (بحرالجواهر).

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

مر :  تلخ و هر چه به سطح ظاهر زبان نفوذ کند و درشت سازد و با کراهیت بود و طبع را بر هم زند اطبا هریک از مزه ها را دارای افعال خاص می‏دانستند و فعل تلخی تسخین (گرم کردن) و جلا و منع عفونت است

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

مدر: جاری کننده بول (غیاث اللغات ). آنچه رطوبتها را از عروق و دیگر اعضا به مجاری بول براند تا ادرار را بیرون سازد. (بحرالجواهر)،

ادرار آورنده و آن دوایی را نامند که به قوت حرارت و تلطیف خود بخش آبی اغذیه و فضولات سیال را به شکل بول و حیض و عرق و شیر اخراج و دفع نماید (مخزن الادویه)

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

مخدر: بی‏ حس کننده و آن دوایی را نامند که به قوت برودت و یبوست و قبض خود اخلاط را منجمد گرداند و مسامات عضو را سد نماید و از نفوذ روح نفسانی در آن مانع آید و اندك بی‏حس گرداند و از حرکت بازماند و یا آنکه روح نفسانی حساس متحرك را کثیف گرداند که احساس و حرکت آن کم گردد مانند افیون و لهذا اکثر مخدرات سرد و خشک می‏باشند (مخزن الادویه)

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

محمر: یعنی سرخ کننده و آن دارویی را نامند که به قوت گرمی و جذب خود، عضو و آنچه ملاقی و متصل است بدان را گرم کرده و خون را به سوی آن جذب کند در نتیجه عضو جذب کننده قوی شده و بدان سبب ظاهر آن سرخ گردد و فعل این دارو به فعل کی و داغ شبیه است مانند خردل و انجیر و فودنج (مخزن الادویه).

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

محلل:  حل کننده. گدازنده .تحلیل برنده. (ناظم الاطباء). گوارنده. هضم کننده. ضد مغلظ. آنچه تحلیل غذا کند (یادداشت مرحوم دهخدا) دارویی باشدکه ماده را آماده تبخیر کند و سپس بخار شود مانند جندبیدستر. (کشاف اصطلاحات الفنون ). داروئی است که خلط موردنظر را از طریق تبخیر متفرق گرداند و آن را از موضعی که چسبیده جزء به جزء خارج نماید مانند جندبادستر. (از قانون بوعلی ) محلل نفخ یا محلل ریاح : بادشکن. (یادداشت مرحوم دهخدا). داروئی است که بادها را در اندرون آدمی رقیق کند تا دفع شوند. (از کشاف اصطلاحات الفنون ).

به تحلیل برنده و آن دارویی را نامند که به قوت خود جدا نماید و خارج گرداند اخلاط را از موضعی که چسبیده و قرار یافته‏اند در آن و جدا گرداند اجزای آن را از هم و به بخار دفع کند ذره به ذره تا آن که باقی نماند از آن چیزی مانند جندبیدستر (مخزن الادویه).

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

مجفّف:  یعنی خشک کننده و آن دارویی را نامند که به قوت مجففه خود احداث تجفیف و خشکی در عضو نماید و رطوبات آن را تلطیف نماید و به تحلیل برد مانند سندروس (مخزن الادویه)

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

نقوع و نقیع: از اشکال دارویی؛ آنچه خیسانده (بدون جوشاندن) و سپس صاف نموده استعمال نمایند.

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

نفوخ : از اشکال دارویی؛ آنچه از ادویه یابسه ساییده بی مایعی در بینی دمند. معمولا برای این کار از وسیله ای نی مانند استفاده می کنند.

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

نفاخ : هر چه در آن رطوبت غریبه باشد و از حرارت بدنی تحلیل نیافته تبدیل به ریاح (باد) شود، خواه در معده و امعا باشد مثل میوه ها و خواه در عروق مانند مغزها و اکثر تخم ها و نوع دوم دارای فعل تقویت باه (نیروی جنسی) است.

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

نطول: از اشکال دارویی، هر چه را جوشانیده، آب آن را بر اعضا بریزند و پاشویه قسمی از آن است (مخزن الادویه) جوشانده دارو برای شستشوی زخم یا عضو شکسته (بحرالجواهر). ریختن داروی مایع از فاصله ای مشخص به صورت مداوم بر عضو بیمار.

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

نشوق : از اشکال دارویی؛ آنچه به بینی کشند.

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

نزله:  نزله از نزول است و به طور کلی به معنی ریزش می باشد و در طب سنتی ایران ریختن فضول رطب از دو بطن پیشین دماغ (مغز) به سوی حلق را گویند. البته هر نوع ریزش ماده در بدن از بالا به پایین را نیز نزله گویند. این بیماری در طب ایرانی سرمنشا امراض بسیاری محسوب می شود.

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

ناشف : آنچه جذب رطوبات سیال کند اعم از آنکه منافذ او قابل مشاهده نباشد مثل آهک آب ندیده و یا قابل مشاهده باشد چون اسفنج و ناشف را قحل نیز نامند.

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

هش : آنچه جرم آن سست و ریزنده باشد و با اندك افشردن ریزه شود مثل صبر خوب و غاریقون. اصطلاح غاریقون هش به همین معنا است.

به گالری تصاویر دیدنی شرکت تولیدی صابون وثوقی خوش آمدید

نظرسنجی

    كدامیك طیف از محصولات شركت فناور صابون وثوقی را بیشتر استفاده می كنید؟







  • فهرست مطالب شرکت صابون وثوقی

آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • بازدید ماه آینده :
  • تعداد کل اخبار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :