تبلیغات
شرکت صابون وثوقی - واژه نامه طب سنتی ایران ( ج - ط )

شرکت صابون وثوقی

جالی: یعنی پاک کننده و آن دوایی را نامند که از شان آن تحریک رطوبات لزجه جامد و دفع آنها باشد از سطح عضو و فوهات مسامّات مانند انزروت و ماء العسل و هر دوای جالی ملین طبع است هر چند در آن قوّت مسهله نباشد.

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

حلو : شیرین و هر چه زبان را منبسط سازد و اندك حرارت در آن احداث کند و لذیذ باشد شیرین نامند

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

حلاق : سترنده موی.

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

حریف : گزنده که اجزای آن در زبان فرو رود و بسیار بگزد و تفریق اجزای آن نماید.

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

حامض : ترش.

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

حاد :  تند است و آن مرکب از تلخی و حرافت است و فعل آن مثل افعال اجزای آن است

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

خلع : بیرون رفتن سر استخوان از مکان خود

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

خلط: جسم رطب سیالی است که از استحاله (تبدیل) مواد غذایی وارد شده به بدن و در داخل کبد ایجاد می‏شود و چهار نوع دارد: دم، بلغم، صفرا و سودا

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

خفیف :  سبک و آنچه بر طبع احتمال آن آسان بود و سریع الزوال باشد

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

دهنی : آنکه در جسم او چربی موجود باشد و باعث اشتعال او گردد مثل مغزها و تخمها و چوب صندل ابیض و دیودار و عود

هندی و مانند اینها

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

دسم :  هر چه زبان و غیر آن را نرم سازد و اجزای آن را منبسط سازد بی احداث حرارت و به فارسی چرب نامند.

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

دابق : آنچه به جهت لزوجت کثیفه خود به دست بچسبد مثل دبق.

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

ذرور : آنچه ساییده بی مایعی بر عضو بمالند و یا بپاشند

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

ردی الکیموس:  آنچه از آن اخلاط غیر معتدل القوام و الکیفیه متکون شود

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

رخو : نرم و سست.

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

رادع : چیزی که ماده بیماری را بازگرداند. (ذخیره خوارزمشاهی ). ضد جاذب است و آن دارویی است دارای طبعی سرد که چون آن را بر عضوی نهند در آن ایجاد سردی کند و آن را جمع کند و سوراخ ‏های آن را تنگ گرداند و حرارت جذب کننده آن را بشکند و هر چیز سیال و روانی که به سوی آن رود، جامد شود و یا آنکه سست گردد، پس آن را از سیلان بازدارد و نگذارد به سوی آن عضو روان شود. و نیز مانع می‏شود که آن عضو آن را بپذیرد مانند عنب الثعلب یعنی تاجریزی در ورم ها. (از کتاب دوم قانون بوعلی)

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

زکام:  فرود آمدن فضول (مواد زاید) دماغ (مغز) از دو بطن مقدم دماغ به سوی منخرین (سوراخ های بینی) را گویند. 

زكام را خبطه نیز گویند.

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

صحت: هیاتی بدنی که در آن وضعیت، مزاج و ترکیب به گونه‏ ای است که افعال به سلامت انجام می‏شوند. (بحرالجواهر).

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

صالح الکیموس: آنچه از او خونی متولد گردد و ب ه همه جهات آنکه اعتدال داشته و سایر اخلاط مخلوط به آن به قدر طبیعی باشد و خلط بد از او بهم نرسد

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

ضماد:  از اشکال دارویی، آنچه غلیظ القوام که مایع و نرم باشد بر عضو بمالند و یا بر او بندند اعم از آنکه موم و روغن داشته باشد و یا نداشته باشد

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

طیب : خوشبو و تند و به تشدید آن به معنی پاکیزه

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

طلا : آنچه رقیق القوام باشد و بر عضو مالند و نام نوعی از شراب است.

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

طبیخ:  از اشکال دارویی، آنچه جوشانیده، آب آن را استعمال نمایند

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

طافی :  آنچه بر روی آب ایستد.

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

به گالری تصاویر دیدنی شرکت تولیدی صابون وثوقی خوش آمدید

نظرسنجی

    كدامیك طیف از محصولات شركت فناور صابون وثوقی را بیشتر استفاده می كنید؟







  • فهرست مطالب شرکت صابون وثوقی

آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • بازدید ماه آینده :
  • تعداد کل اخبار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :