تبلیغات
شرکت صابون وثوقی - واژه نامه طب سنتی ایران ( الف - ت )

شرکت صابون وثوقی

آبزن: حوض و خزانه حمام ، مرادف آبشنگ. ظرفی فلزین یا چوبین یا سفالین به اندازه قامت آدمی با سرپوشی سوراخ‏دار که بیمار را در آن نشانند و سر وی از سوراخ بیرون کنند. و آن دو گونه است ، آبزن تر و آبزن خشک. در آبزن تر آب گرم مخلوط به ادویه یا آب ادویه جوشانیده می‏ریزند و در آبزن خشک داروهای خشک ریزند یا بخور کنند و بیمار را در آن به شکلی که مذکور شد بنشانند یا بخوابانند (دهخدا).

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

اکتحال : به چشم کشیدن چیزی بود.

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

اکال : خورنده و قاضم. (ناظم الاطباء). بسیارخورنده. (آنندراج ) (غیاث اللغات ). دارویی که پوست و گوشت را و قرحه‏ای که بر آن است را بخورد. دارویی که گوشت را بریزاند. دارویی که پوست و گوشت را از بین ببرد (یادداشت دهخدا). هو الداروء الذی یبلغ من تحلیله و تقریحه ان ینقص من جواهراللحم مثل الزنجار (قانون ابوعلی سینا کتاب دوم ص 149 ) خورنده عضو است و دارویی را نامند که به سبب افراط قوت تحلیل و جلا و نفوذی که دارد تفریق اجزای جوهر عضو نماید یعنی اجزا را از هم جدا کند مانند زنجار (مخزن الادویه و تحفه حکیم مومن)

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

انکباب :  مراد از آن نگاه داشتن عضو است به بخار ادویه‏ای که در آب جوشانیده باشند و یا گرم کرده باشند (این لفظ در متون طبی با مصطلح امروزی آن متفاوت است)

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

افومالی : چیزی است که در آن عسل را حل کنند و نگهدارند و جوش ندهند آن را.

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

افاویه: ج ِ اَفواه ، جج ِ فوه ، دیگ افزار و بوی افزار که از آن بوی را نیکو نمایند. داروهای معطر خوشبو که طبیب با آن بیماران را معالجه کند. ادویه خوشبو را نامند که در اطعمه و اشربه داخل می‏کنند و محمود سنجری گفته که ادویه عطریه طیبة الرائحة است مانند قرنفل و دارچینی و هیل بوا و مانند اینها و حب و دهن و شراب و عرق و قرص (مخزن الادویه ). هر گیاه خوشبوی که در ترکیب عطرها به کار رود مانند سنبل و دارچینی و قاقله کبیره و عود و مصطکی و مانند . (یادداشت دهخدا)

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

اعضای رئیسه: اعضایی که مبدا و اصل برای قوایی هستند که بدن برای بقای شخص یا نوع به آنها محتاج است. اعضای رئیسه به حسب بقای شخص قلب و کبد و دماغ است و به حسب بقای نوع، علاوه بر اینها انثیان یعنی تخمدان و بیضه را نیز شامل می‏شود(بحر الجواهر)

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

اعراض نفسانی: از جمله سته ضروریه که نقش مهمی در سلامتی و بیماری افراد دارد، کیفیاتی هستند که به دنبال انفعالاتی که از حوادث ایجاد می‏شود، بر نفس عارض می شوند بر حسب اینکه بعضی از این حوادث برای نفس خوشایند و نافع است که آنها را طلب می‏کند و برخی برای نفس نامطلوب و مضر پس از آنها دوری می‏کند. اقسام اعراض نفسانی عبارتند از غضب، فرح، خوف، هم، غم و خجل (مفرح)

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

اصول اربعه:  ریشه های چهارگانه  عبارت از ریشه رازیانه و کاسنی و کرفس و کبر است.

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

اصل : بیخ و آن عام است از آن که از شجر باشد یا از گیاه.

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

استنشاق: به بینی کشیدن چیزی مایع بود که بسیار سایل باشد.

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

استفراغ:  فراغت خواستن (غیاث ). پالایش، مقابل احتباس . در اصطلاح طبی خروج فضول از بول و عرق و قی و خروج بلغم را گویند. تهی شدن تن از افزونی‏ها که در طبیعت باشد. (تاج المصادر بیهقی ). تهی شدن بدن از فضلات (غیاث ). پالایش طبع. مقابل احتقان. تدبیر پرداختن تن باشد از فضله طعام و از خلط‏های فزونی. بیرون کردن رطوبت‏ها از تن باشد به وسائل طبیعی و غیرطبیعی چون بلغم به وسیله ریه و بینی و خون به فصد و حجامت و نزف و نفث و ادرار به وسیله مثانه و فضول معده به قی یا اسهال و منی به انزال و مباشرت و چرک گوش و چرک بن ناخن . بیرون کردن فضول از تن بوسیله مسهل یا حقنه یا قی یا مُعرق یا بوسیله مُدِرّ یا مواقعه استفراغ بول: خروج بول ./ استفراغ ثفل: خروج غایط. تغوّط. استفراغ کلی آن چیز را گویند که ماده دفعی از تمامی بدن کم شود. بنابراین استفراغ جزئی آن چیزی را گویند که از عضو مخصوصی کم شود مانند استفاده از سعوطات و عطوسات برای استفراغ مواد از سر به تنهایی و گاه منظور از استفراغ کلی استفراغ تمامی اخلاط است و در این صورت استفراغ جزئی آن باشد که خلط مخصوصی از بدن استفراغ شود (کشاف اصطلاح الفنون و بحر الجواهر). در اصطلاح روزمره قی کردن (غیاث و منتهی الارب ) در اصطلاح برگردانیدن فضول از راه گلو و تهی کردن معده از فزونی‏ها را گویند.

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

ارکان: ج رکن، اجزای اولیه مرکبات جهان (بحرالجواهر) اجسام بسیط که اجزای اولیه بدن انسان و حیوان و نبات و جامد را تشکیل می‏دهند و نمی توان آنها را به به اجسام و اجزای دیگری تقسیم کرد (یعنی هرقدر به اجزای کوچکتر تقسیم شوند، باز هم اجزایی مشابه خودشان دارند) و بنا به دیدگاه ناظر بیرونی اسامی دیگری نیز دارند مثل اسطقس، عنصر، اصل(مفرح القلوب)

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

اخلاط: ج خلط

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

احتباس:  واداشته شدن (تاج المصادر و زوزنی )، بازداشتن

در اصطلاح طبی مقابل استفراغ است و نزد اطباء احتقان مواد در بدن باشد. و این لفظ هم به طریق لازم و هم به طریق متعدی استعمال شود (دهخدا) .احتباس و استفراغ یکی از شش اصل سته ضروریه است به معنی حفظ آنچه برای بدن لازم است و دفع آنچه مضر است (مفرح القلوب) البته احتباس آنچه باید دفع شود و استفراغ آنچه باید حفظ شود، منجر به بیماری می‏گردد مثل: احتباس الطمث: بند آمدن خون حیض/ احتباس بول: بازایستادن بول

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

بشع :  بدمزه و هر چه که طعم آن مرکب از مرارت (تلخی) و قبض باشد به این اسم خوانند

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

براز:  فضله و غائط. پلیدی مردم. مدفوع

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

بخور : هر چه دود آن را استعمال نمایند. (این لفظ در متون طبی با مصطلح امروزی آن متفاوت است)

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

تکلیس:   صاروج کردن و سوختن چیز و سیراب نمودن و بهره برداشتن آمده و مراد از آن مهیا ساختن بعضی ادویه است به جهت نفوذ و سرعت تأثیر و رفع کردن ثقل و کثافت آن خواه به احراق باشد و یا به عمل دیگر

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

تکرج : به فارسی پادر گویند و آن متغیر شدن طعم است یا بو یا هر دو

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

تفه :  بی مزه و مراد طعمی است که نه لذیذ باشد و نه کریه و تأثیر آن ترطیب و تلیین و ارخاء بسیار و تولید بلغم باشد

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

تریاق :  به کسر تاء فارسی تریاك نامند و هرچه در شأن او باشد که حفظ قوت و صحت مزاج روح به حدی کند که رفع ضرر سم از خود نماید به این اسم نامند و گویند تریاق مخصوص به دوایی صناعی است و آنکه افیون را تریاق می نامند به جهت حفظ قوت آن است که در این امر با تریاق حقیقی اشتراك دارد.

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

تدبیر: در لغت یعنی تصرف کردن و دخالت کردن. در اصطلاح اطبا تدبیر یعنی تصرف در سته ضروریه به جهت انتخاب کردن بهترین روش از جهت نوع و مقدار و زمان؛ مهمترین تدبیر از نظر بقراط تدابیر تغذیه است (بحرالجواهر). گاهی به حقنه نیز تدبیر گویند که اینجا از ریشه دُبُر گرفته شده است(بحرالجواهر). بخش وسیعی از دانش طب شامل تدابیر بوده است که منجر به حفظ صحت در دوران سلامتی و کمک به بهبود در همراهی داروها در زمان بیماری بوده است

واژه نامه طب سنتی ایران – صابون وثوقی

به گالری تصاویر دیدنی شرکت تولیدی صابون وثوقی خوش آمدید

نظرسنجی

    كدامیك طیف از محصولات شركت فناور صابون وثوقی را بیشتر استفاده می كنید؟







  • فهرست مطالب شرکت صابون وثوقی

آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • بازدید ماه آینده :
  • تعداد کل اخبار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :